و آنگاه که عشق نمایان می شود و کمک و یاری به میان می آید.
مادری که از طلای خود گذشت و به بیماران نیازمند کمک کرد تا دلی را شاد کند.
بوسه باید زد بر آن دست سخاوتمند
انگشتر طلای مادری که توسط فرزند عزیزش تقدیم به بیماران بی بضاعت شد
مهدی جان عزیزی که النگوی مادرش را جهت سلامتی نوزادشان تقدیم به بیماران نیازمند کرد.
دختری که از داشته های خود می گذرد و آن را تقدیم به نیازمندان می کند.
پسربچه ای که گردنبند مادرش را به عشق شاد کردن دل بیمار نیازمندی تقدیم می کند.
بدریای عزیز از بزرگترها کمک کردن به هم نوع خود را یاد می گیرد.
خیرینی که از طریق کارت خوان و پرداختهای نقدی به بیماران کمک کردند.






